معنی معص

معنی معص

5 بازدید
[ مَ عَ ] (ع اِ) شتر برگزیده و گرامی. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || (اِمص) برگشتگی و پیچیدگی پی پای، گویا پی، کوتاه می گردد و پا کج شود پس به دست درست کنند آن را. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || درد پی از بسیاری رفتار. (منتهی الارب) (آنندراج). درد پی پای از بسیاری راه رفتن. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || شکستگی است در طرف جسم از بسیاری اسب تاختن یا لگد زدن یا جز آن. (منتهی الارب) (آنندراج). شکستگی که در کنار بدن از بسیاری اسب تاختن و مانند آن حس می گردد. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
[ مَ عَ ] (ع مص) برگشتن و پیچیده شدن بند اندام و دست یا پای چون به درد آید. || جهجهان رفتن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || خرامیدن. (منتهی الارب) (آنندراج). || برگردیدن انگشت. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
[ مَ عِ ] (ع ص) کسی که دو پای او از بسیاری راه رفتن به درد آید. (از اقرب الموارد).

کلمات هم‌قافیه با «معص»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «عص» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید