معنی معسور
6 بازدید
[ مَ ] (ع مص) دشواری. ضد میسور و این هر دو مصدر است و گویند: دعه الی میسوره و الی معسوره و نزدیک سیبویه صفت است و گوید که مصدر بر وزن مفعول نیامده. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ج، معسورات. (ناظم الاطباء). || (ص) دشوار. دشخوار. سخت. مشکل. مقابل میسور. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «معسور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر