معنی معسلة
6 بازدید
[ مَ سَ لَ ] (ع اِ) شورهٔ کبت و خلیهٔ آن. (منتهی الارب) (آنندراج). کندوی کبت و شان انگبین. (ناظم الاطباء). کندو. (از اقرب الموارد) (از المنجد) (از محیط المحیط) (از تاج العروس ج ۸ ص ۱۸).
کلمات همقافیه با «معسلة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لة» برای سرودن شعر