معنی معزف
6 بازدید
[ مِ زَ ] (ع اِ) رودها که بزنند. (السامی) (مهذب الاسماء). آلت لهو و بازی مانند رودجامه و طنبور و جز آن. مِعْزَفَة. ج، معازف. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (آنندراج) (از اقرب الموارد). و رجوع به معزفه شود. || چغانه. (صراح) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). قسمی طنبور. ج، معازف. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «معزف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زف» برای سرودن شعر