معنی معروف کرخی

معنی معروف کرخی

5 بازدید
[ مَ فِ کَ ] (اِخ) از بزرگان متصوفه و او طریقت را از فرقد سنجی و فرقد از حسن بصری و حسن از انس بن مالک فراگرفته است. (ابن الندیم، یادداشت به خط مرحوم دهخدا). معروف بن فیروز کرخی، مکنی به ابومحفوظ. (متوفی به سال ۲۰۰ هـ . ق.) از زهاد و متصوفهٔ بنام و از موالی امام علی بن موسی الکاظم بود. وی در کرخ بغداد ولادت و در بغداد پرورش یافت و در همانجا درگذشت. معروف در زهد و صلاح شهرتی داشت و مردم برای تبرک به سوی وی می رفتند. احمدبن حنبل از جمله کسانی بود که به محضر وی آمد و شد داشتند. (از اعلام زرکلی ج ۳ ص ۱۰۵۶). و رجوع به وفیات الاعیان ج ۲ ص ۲۲۴). و صفة الصفوة ج ۲ ص ۱۷۹ و تذکرةالاولیاء چ لیدن ج ۱ ص ۲۶۹ و نفحات الانس چ مهدی توحیدی پور ص ۳۸ و ریحانة الادب چ ۲ ج ۵ ص ۴۵ شود: کسی راه معروف کرخی نجست که ننهاد معروفی از سر نخست.سعدی. نبینی که در کرخ تربت بسی است بجز قبر معروف، معروف نیست؟سعدی.

کلمات هم‌قافیه با «معروف کرخی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «خی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید