معنی معروفگر
7 بازدید
[ مَ گَ ] (ص مرکب) آمر به معروف. آنکه به کارهای نیک امر کند. که مردم را امر به معروف و نهی از منکر کند: و چون پیر شوند محتسب گردند و ایشان را محتسب معروف گر خوانند و اگر اندر همهٔ گیلان کسی، کسی را دشنام دهد یا نبیذ خورد یا گناههای دیگر کند چهل چوب یا هشتاد چوب بزنند. (حدود العالم چ دانشگاه ص ۱۵۰). این شهرکهاست [ به گیلان ] خرد و اندر وی بازارها، و بازرگانان وی غریب اند و دیگر همه معروف گراند. (حدود العالم ایضاً). و رجوع به معروف و ترکیب «امر به معروف» شود.
کلمات همقافیه با «معروفگر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گر» برای سرودن شعر