معنی معجوز عنه
6 بازدید
[ مَ زُنْ عَ نْ هْ ] (ع ص مرکب) چیزی که شخص از دست یافتن بدان ناتوان باشد: و سبب دوم آنکه مطلوب خداوند غم، یا از دست رفته باشد و اندریافتن آن متعذر باشد یا معجوز عنه باشد یعنی عاجز باشند از یافتن آن و خداوند هم معجوز عنه نباشد و اگرچه آن را به رنج توان یافتن. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی، از یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «معجوز عنه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر