معنی معتنق
4 بازدید
[ مُ تَ نَ ] (ع اِ) آن جایی که گردن کوهها از سر آب ظاهر و نمایان می گردد. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب). ابتدای خارج شدن توده ریگهای دراز کشیده از سراب. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «معتنق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نق» برای سرودن شعر