معنی معتم
7 بازدید
[ مُ تَمم ] (ع ص) آن که عمامه میبندد و عمامه بر سر گذاشته. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). صاحب عمامه. مُعَمَّم. (يادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به اعتمام شود.&{P(1) -ايهام به معنی صرفی هم دارد. و رجوع بهمعنی بعد شود. P}&{$21117$}الموارد). و رجوع به اعتضاد شود.غ
کلمات همقافیه با «معتم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تم» برای سرودن شعر