معنی معتضد باللََّه
6 بازدید
[ مُ تَ ضِ دُ بِلْ لاه ] (اِخ) (الـ ...) احمدبن طلحه (الموفق باللََّه)بن جعفر (المتوکل باللََّه). مکنی به ابوالعباس شانزدهمين خليفهٔ عباسی (242 -289 هـ . ق.) در بغداد ولادت و نشأت يافت و در همانجا درگذشت. وی پس از وفات عم خود معتمد به سال 279 به خلافت نشست و به سبب کفايتی که داشت فتنهها را فرونشاند و گردنکشان را در بلاد مختلف مغلوب ساخت. مورخان او را خليفهای شجاع و صاحب عزم و با سطوت معرفی کردهاند. مدت خلافت او در حدود ده سال بوده است. وی بر عمرو ليث صفاری دست يافت و به سال 289 در موقع احتضار به قتل او فرمان داد. و رجوع به اعلام زرکلی چ جديد ج 1 ص136 و تاريخ مفصل ايران تأليف عباس اقبال و کامل ابناثير چ بيروت (1385 هـ . ق.) ج 7 صص452 -513 و تجاربالسلف صص194 -196 و تاريخ گزيده چ عبدالحسين نوايی صص333 - 336 و مجملالتواريخ و القصص صص367 - 370 و حبيبالسير چ خيام صص383 - 386 شود.غ[ مُ تَ ضِ دُ بِلْ لاه ] (اِخ) (الـ ...) ابوبکربن المستکفی عباسی پس از مرگ برادر خود حاکم در مصر خلافت يافت (در جمادیالثانيهٔ 753 هـ . ق.) و امير مبارزالدين محمد در فارس و يزد و کرمان خطبه به نام او خواند. (تاريخالخلفاء سيوطی، از يادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به حبيبالسير چ خيام ج 3 ص289 شود.غ
کلمات همقافیه با «معتضد باللََّه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «َه» برای سرودن شعر