معنی معتضدباللََّه
6 بازدید
[ مُ تَ ضِ دُ بِلْ لاه ] (اِخ) (الـ ...) داودبن محمد (متوکل علیاللََّه)بن معتضد اول (ابی بکربن سليمان) مکنی به ابوالفتح و ملقب به معتضدباللََّه ثانی (755 -845 هـ . ق.) از خلفای دولت عباسی مصر است. به سال 816 هـ . ق. پس از دستگيری برادرش مستعين باللََّه عباسی در قاهره با او بيعت کرده شد و سرانجام بر اثر بيماريی طولانی درگذشت. (از اعلام زرکلی چ جديد ج 3 ص11).غ[ مُ تَ ضِ دُ بِلْ لاه ] (اِخ) (الـ ...) عبادبن محمدبن اسماعيلبن عباد لخمی (متوفی به سال 464 هـ . ق.) از فرزندان نعمانبن منذر و دومين پادشاه دولت عباديه در اشبيليهٔ اندلس است. وی پس از وفات پدر به سال 439 به فرمانروايی رسيد. (از اعلام زرکلی ج 2 ص468). و رجوع به ابوالقاسم محمدالمعتمد علیاللََّه شود.غ
کلمات همقافیه با «معتضدباللََّه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «َه» برای سرودن شعر