معنی معتده
6 بازدید
[ مُ تَدْ دَ ] (ع ص) زنی که در حال عده است. (فرهنگ علوم نقلی جعفر سجادی).
کلمات همقافیه با «معتده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر