معنی معتجل
6 بازدید
[ مُ تَ جَ ] (ع ص) زود و سريع. (کليات شمس چ فروزانفر، ج هفتم فرهنگ نوادر لغات): بسته بود راه اجل نبود خلاصش معتجل هم عيش را لايق نبد هم مرگ را عاشق نشد. مولوی (کليات شمس ايضاً).
کلمات همقافیه با «معتجل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جل» برای سرودن شعر