معنی معتب

معنی معتب

5 بازدید
[ مَ تَ ] (ع مص) خشم گرفتن. (تاج‌ المصادر بيهقی) (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). مَعتِبَه. مَعتَبَه. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || (اِ) خشم. (منتهی الارب) (آنندراج).
[ مُ تَ ] (ع ص) بازگشته. (منتهی‌ الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب‌ الموارد).
[ مُ عَ‌تْ تَ ] (ع ص) رجوع به تعتيب‌ و مادهٔ بعد شود.
[ مُ عَ‌تْ تِ ] (اِخ) ابن ابی‌لهب‌بن‌ عبدالمطلب‌بن هاشم‌بن عبدمناف هاشمی‌ پسر عم و از صحابهٔ پيغمبر اکرم است. وی با برادر خود عتبه به هنگام فتح مکه اسلام آورد و در جنگ حنين شرکت داشت. (از الاصابه ج‌6 ص‌122).
[ مُ عَ‌تْ تِ ] (اِخ) ابن عوف‌بن عامر خزاعی (21 قبل از هجرت -57 هـ . ق.) صحابی است. به حبشه و سپس به مدينه‌ هجرت کرد و در همهٔ جنگها همراه پيغمبر بود. او را ابن‌الحمراء نيز گويند. (از اعلام‌ زرکلی ج 3 ص‌1054).

کلمات هم‌قافیه با «معتب»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «تب» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید