معنی معتاق
5 بازدید
[ مِ ] (ع ص) کسی که اسب رها مینمايد و تاخت میکند. || آن که به سختی و شتاب شکار میکند۱. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون).
کلمات همقافیه با «معتاق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اق» برای سرودن شعر