معنی معبر

معنی معبر

7 بازدید
[ مَ بَ ] (ع اِ) گذرگاه رود. (مهذب‌الاسماء). جای گذار از کرانهٔ دريا و جز آن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم‌ الاطباء). جای گذشتن از دريا. (غياث). کرانهٔ رود يا دريا مهيا برای گذشتن. (از اقرب‌ الموارد) (از محيطالمحيط). ج، معابر. (ناظم‌ الاطباء): بسا رودهايی که تو عبره کردی‌ که آن را نبوده‌ست پاياب و معبر.فرخی. بود آهنگ نعمتها همه ساله به سوی تو بود آهنگ کشتيها همه ساله به معبرها. منوچهری. وز خلق چون تو غرقه بسی کرده‌ست‌ اين بحر بی‌کرانه و بی‌معبر.ناصرخسرو. از اين دريای بی‌معبر به حکمت‌ ببايد ای برادر می‌گذشتن.ناصرخسرو. شها چو آيد دريای کينهٔ تو به جوش‌ ز هيچ روی نبينند معبر آتش و آب. مسعودسعد (ديوان چ ياسمی ص‌24). بس بس گلاب جود که دريا فشانده‌ای‌ غرقه شدم سفينه به معبر نکوتر است. خاقانی. بدسگالش کجا ز بحر نياز کشتی جان به معبر اندازد. خاقانی (ديوان چ سجادی ص‌125). || محل عبور و جای گذار و گذرگاه و راه. (ناظم الاطباء). جای عبور و محل گذر. (غياث) (آنندراج). گذار. گدار. گذرگاه. جای‌ گذر. (يادداشت به خط مرحوم دهخدا): چون لشکر غز در ايشان رسيد روز شده بود و آفتاب طلوع کرده و معبر تافته و عبور متعذر شده. (ترجمهٔ تاريخ يمينی چ 1 تهران‌ ص‌227). - معبر عام؛ گذرگاه عموم. شارع عام. (از يادداشت به خط مرحوم دهخدا). - معبر کردن؛ عبور کردن. گذر کردن‌: باز اگر بيگانه‌ای معبر کند &{$21111$}حمله بر وی همچو شير نر کند. مولوی (مثنوی دفتر پنجم ص 188).
[ مِ بَ ] (ع اِ) کشتی و پل و آنچه بدان از دريا و جز آن گذرند. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). کشتی. آنچه بدان از دريا عبور کنند. (غياث). آنچه بوسيلهٔ آن‌ بتوان از رودخانه عبور کرد مانند پل يا کشتی. (از اقرب الموارد). آلت گذشتن از آب چون‌ کشتی و امثال آن. (يادداشت به خط مرحوم‌ دهخدا): آنکه اندر ژرف دريا راه برده روز و شب‌ با اميد سود از اين معبر بدان معبر۱ شود. فرخی. کشتيی می‌داشت ساقی ما به جان لنگر زديم‌ گفتی از دريای هستی برگ معبر ساختيم. خاقانی. دريای پر عجايب وز اعراب موج‌زن‌ از راحله جزيره و از مکه معبرش.خاقانی. گروهی مردمان را ديد هر يک به قراضه‌ای در معبر نشسته و رخت سفر بسته. (گلستان).
[ مُ عَ‌بْ بِ ] (ع ص) خواب‌گزار. (زمخشری). کسی که تعبير خواب می‌کند. (ناظم الاطباء). خواب گزارنده. آنکه خواب‌ را تفسير کند. (يادداشت به خط مرحوم‌ دهخدا): بامداد معبری را بخواند و پرسيد که تعبير اين خواب چيست. (قابوسنامه). يا سودازدهٔ عشق را که در پردهٔ خواب... معانقهٔ معشوق خيال بندد معبرش هم‌مفارقت تأويل‌ نهد. (منشآت خاقانی چ محمد روشن‌ ص‌165). || تعبيرکننده و بيان کننده. (غياث) (آنندراج).
[ مُ عَ‌بْ بَ ] (ع ص) خواب تعبير کرده‌ شده. (ناظم الاطباء). تعبير کرده شده. (غياث) (آنندراج): بگوی به خواب چنان ديدی‌ که از آسمان گوسفند و بره و امثال آن باريدی‌ و اين معبر است بدان معنی که در اين عهد به‌ فر دولت... جملهٔ خلايق رنگ موافقت‌ گرفته‌اند. (مرزبان‌نامه).
[ مُ بَ ] (ع ص) جمل معبر؛ شتر بسيار پشم. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم‌ الاطباء) (از اقرب الموارد). || سهم معبر؛ تير بسيار پر و ناپيراسته. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). تير بسيار پر. (از اقرب الموارد). || غلام معبر؛ کودک مراهق‌ ختنه ناکرده. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم‌ الاطباء). کودک به احتلام نزديک شده و ختنه‌ نگرديده. (از اقرب الموارد). || قوچی که‌ چند سال پشم او را رها کرده و نچيده باشند. (از اقرب الموارد).
[ مُ بِ ] (ع ص) آن که فريز می‌کند پس‌ از يک سال گوسپند را. (ناظم الاطباء).
[ مَ بَ ] (اِخ) شهری است به کنار دريای‌ هند. (منتهی الارب). قسمت جنوبی ساحل‌ شرقی شبه جزيرهٔ هندوستان که اکنون به نام‌ کرماندل‌۲ معروف است. (يادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به شدالازار ص‌100، 546، 548 و نزههالقلوب ص 262 شود.

کلمات هم‌قافیه با «معبر»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «بر» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید