معنی معان

معنی معان

4 بازدید
[ مَ ] (ع اِ) جايگاه. (دهار). جای‌باش. (منتهی الارب). جای‌باش و منزل. (ناظم‌ الاطباء). محل. مکان. جای. جايگاه. (يادداشت به خط مرحوم دهخدا): قومی همه «جامعان» معنی‌ دلشان همه جا «معان» معنی. (مقدمهٔ لباب‌الالباب چ نفيسی ص‌8).
[ مُ ] (ع ص) اعانت‌کرده‌شده و ياری‌شده. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد): جهان و تأييد باد، ترا مشير و مشار سپهر و اقبال باد، ترا معين و معان. مسعودسعد. و رجوع به اعانه شود.
[ مَ ] (اِخ) منزلی است مر حاجيان شام‌ را. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (از اقرب‌ الموارد). آخر بلاد شام به سوی حجاز نزديک‌ عقبهٔ صوان. (ابن بطوطه، يادداشت به خط مرحوم دهخدا). شهری است در طرف‌ باديهالشام روبروی حجاز از نواحی بلقاء و اکنون ويران است، از اين مکان حاجيان شام، به صحرا فرود آيند. (از معجم‌البلدان).

کلمات هم‌قافیه با «معان»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ان» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید