معنی معاملگی
5 بازدید
[ مُ مِ لَ / لِ ] (حامص) منسوب به معامله۱. (ناظم الاطباء). - بدمعاملگی کردن؛ بد رفتاری نمودن در معامله و داد و ستد. (ناظم الاطباء). خلاف خوشمعاملگی. - خوشمعاملگی کردن؛ يعنی خوشرفتاری در معامله و داد و ستد. (ناظم الاطباء). به قول و وعده در داد و ستد استوار بودن.
کلمات همقافیه با «معاملگی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گی» برای سرودن شعر