معنی معاملت.
4 بازدید
[ مُ مَ لَ / مُ مِ لَ ] (از ع، اِمص) معامله. معامله. رجوع به معامله شود. || خريد و فروش. دادوستد. سوداگری. (يادداشت به خط مرحوم دهخدا): در سخاوت چنانکه خواهی ده ليکن اندرمعاملت بسته.سنائی. و رجوع به معامله شود. - بدمعاملت؛ بد معامله. رجوع به همين ترکيب ذيل معامله شود. {P(1) -سلجوقيان. P}{P(2) -رسمالخط فارسی از مُعامَلَه عربی است ودر فارسی بيشتر به کسر ميم دوم تلفظ میشود. P}{$21102$}- || آنکه در داد و ستد بصيرت نداشته باشد. بیتجربه و ناآزموده در معاملت. آنکه در خريد و فروخت خبره نباشد: دنيا به دين خريدنت از بیبصارتی است ای بدمعاملت به همه، هيچ میخری.سعدی. || رفتار سلوک. (يادداشت به خط مرحوم دهخدا). || (اصطلاح تصوف) احکام و عبادات شرعی: بوعلی فارمدی میگويد رضیاللََّه عنه، نبوت عين عزت و رفعت است مهتری و کهتری دروی نبود پس ولايت همچنين بود خاصه رابعه که در معاملت و معرفت مثل نداشت... (تذکرهالاولياء). از آنجا که همت درويشان است و صدق معاملت ايشان. (گلستان). و رجوع به معامله (اصطلاح تصوف) شود. || نياز. نقدی يا جنسی که به پير و مرشد دهند مريدان و پيروان. (يادداشت به خط مرحوم دهخدا): درمی چند از خانهٔ تمغاچی آورد که معاملت حضرت خواجه است من آن را قبول نکردم که ايشان چيز اين چنين طايفه را قبول نمیکنند. (انيس الطالبين ص138). خواجه فرمودند من معاملت به نسبت دنياوی نمیطلبم به مقدار آشنايی و درآمدن در اين راه میطلبم. (انيسالطالبين ص160). شيخ شادی از غديوت آمده بود و از قصوری که بر او گذاشته بود عذر میخواست خواجه فرمودند معاملت میبايد. گفت: فراخ شاخی معاملت آرم خواجه فرمودند اين در وجه معاملت قبول نيست چهل و هشت دينار عدلی داری... از جهت معاملت آن مبلغ را میبايد آورد. (انيس الطالبين ص98). فرمودند معاملت میبايد تا ترا قبول کنيم من گفتم که چيزی ندارم... (انيس الطالبين ص129). و رجوع به معامله شود.
کلمات همقافیه با «معاملت.»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ت.» برای سرودن شعر