معنی معامل
5 بازدید
[ مُ مِ ] (ع ص) معاملهکننده... و بهمعنی خريد و فروخت کننده. (غياث) (آنندراج). معاملهکننده و خريد و فروخت نماينده. (ناظم الاطباء). سوداگر. آنکه داد و ستد کند. (يادداشت به خط مرحوم دهخدا): تو فارغ از آنکه بيدلی هست و اندوه ترا معاملی هست.نظامی. قلب اندودهٔ حافظ بر او خرج نشد کاين معامل به همه عيب نهان بينا بود. حافظ. || در اسکندرنامه کنايه از مشتاق و آرزومند چنانکه اکثر شارحين ثقات نوشتهاند. (غياث) (آنندراج). مشتاق و آرزومند. || همکسب و همصنعت. (ناظم الاطباء).[ مَ مِ ] (ع اِ) (عربی جديد) جِ مَعمَل. کارخانهها. (يادداشت به خط مرحوم دهخدا). جِ مَعمَل، موضع عمل. (از المنجد).
کلمات همقافیه با «معامل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مل» برای سرودن شعر