معنی معامسه
5 بازدید
[ مُ مَ سَ ] (ع مص) پوشيدن چيزی را و مغالطه نمودن و آشکار ناکردن از دشمنی. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء). پوشيده داشتن و آشکار نکردن دشمنی با کسی. (از اقرب الموارد). || با کسی راز گفتن. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).[ مُ مِ سَ ] (ع ص) امرأه معامسه؛ زن که در ايام جوانی خود را پوشيده دارد و هتک عزت نکند. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). زنی که در ايام جوانی خود را پوشيده دارد. و هتک عزت و شرف خود نکند. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «معامسه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سه» برای سرودن شعر