معنی معامرباشی
5 بازدید
[ مُ مِ ] (ص مرکب، اِ مرکب) معمارباشی و رئيس معماران. (ناظم الاطباء). و رجوع به مادهٔ قبل شود.
کلمات همقافیه با «معامرباشی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شی» برای سرودن شعر