معنی معاقد

معنی معاقد

5 بازدید
[ مَ قِ ] (ع اِ) جِ مَعقِد. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) (آنندراج). جاهای گره بستن. (غياث). مواضع عقد. (يادداشت به خط مرحوم دهخدا): صاحب کافی در تمهيد قواعد مودت و تأکيد معاقد محبت ميان جانبين سعی بليغ نمود. (ترجمهٔ تاريخ يمينی چ 1 تهران ص‌129). معاقد آن مخالفت به انحلال رسيد. (ترجمهٔ تاريخ يمينی چ 1 تهران ص‌277). ميان هر دو مملکت معاقد مشابکت و مصاهرت مستمر گشت. (ترجمهٔ تاريخ يمينی چ 1 تهران‌ ص‌277). از ذات خويش نص تنزيل را تأويلی چند می‌نهند که موجب هدم قواعد دين و دفع معاقد يقين است. (ترجمهٔ تاريخ‌ يمينی چ 1 تهران ص‌398). و رجوع به‌ معقد شود. || جاهای ضمان و عهد کردن. (غياث) (از آنندراج).
[ مُ قِ ] (ع ص) عهد و پيمان نماينده. (منتهی الارب) (آنندراج). عهد و پيمان‌ نماينده. معاهد. (ناظم الاطباء). آن که با ديگری عهد بسته دارد. (يادداشت به خط مرحوم دهخدا).

کلمات هم‌قافیه با «معاقد»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «قد» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید