معنی معاف کردن
4 بازدید
[ مُ کَ دَ ] (مص مرکب) عفو کردن و بخشيدن. معاف فرمودن. (ناظم الاطباء). معاف داشتن: بختالنصر گفته بود که هيچ کس را معاف نخواهم کرد. (قصصالانبياء ص180). حضرت ملکالملوک معاصی آن طايفه را معفو گرداند و از عتب و عتاب معاف کند. (منشآت خاقانی چ محمد روشن ص315). و رجوع به معاف داشتن و معاف شود.
کلمات همقافیه با «معاف کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر