معنی معاف داشتن

معنی معاف داشتن

4 بازدید
[ مُ تَ ] (مص مرکب) عفو کردن. بخشودن. بخشيدن. معاف کردن‌: شير گفت از اين مدافعت چه فايده که البته ترا معاف نخواهم داشت. (کليله و دمنه). همه وقت عارفان را نظر است ديگران را نظری معاف دارند و دوم روا نباشد.سعدی. گر بکشد و گر معاف دارد در قبضهٔ او چو من زبون نيست.سعدی. من از تو پيش که نالم که در شريعت عشق‌ معاف دوست بدارند قتل عمدا را.سعدی. در جواب اين غزل گستاخ اگر پيش آمده‌ست‌ قاسم انوار خواهد داشت صائب را معاف. صائب. ز عناب اگر داشت خود را معاف‌ نگردد چو می خون ز گلنار صاف. ملاطغرا (از آنندراج ذيل معافه).

کلمات هم‌قافیه با «معاف داشتن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «تن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید