معنی معافری

معنی معافری

5 بازدید
[ مَ فِ ] (ص نسبی) منسوب است‌ به معافر. (از انساب سمعانی). جامه‌ای است‌ منسوب به معافر و آن حيی از يمن باشد. {P(1) -ظ. «معاعاه» در منتهی الارب و به تبع آن‌در ناظم الاطباء غلط چاپی است و صورت صحيح آن «معاواه» است، چه اين کلمه در منتهی الارب در ذيل مادهٔ «ع‌وی» آمده و بر طبق قواعد تصريف و اعلال صيغهٔ درست اين کلمه «معاواه» است نظير «مساواه»، «مداواه» و جز اينها. در آنندراج و اقرب الموارد و همچنين ناظم الاطباء در جای ديگر «معاواه» آمده است. P}{P(2) -رسم‌الخط فارسی از معافاه عربی است. P}&{$21097$}(يادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع‌ به مَعافِر و معافريه شود.
[ مَ فِ ] (اِخ) احمدبن محمدبن‌ ابی‌عبداللََّه‌بن ابی‌عيسی معافری اندلسی مکنی‌ به ابی‌عمر [ متوفی به سال 429 هـ . ق.) از مفسران و محدثان است. اصل وی از طلمنکه‌ (ناحيه‌ای در مرز اندلس شرقی) است اما در قرطبه سکنی گزيد و سپس به مشرق رفت. او را تصانيف گرانقدری است از آن جمله است: «الدليل الی معرفه الجليل» و «تفسيرالقرآن» و «الوصول الی معرفه الاصول» و «البيان فی‌ اعراب القرآن» و جز اينها. وی در طلمنکه‌ درگذشت. (ازاعلام زرکلی ج 1 ص‌173).
[ مَ فِ ] (اِخ) رجوع به عسامهبن‌ عمر شود.

کلمات هم‌قافیه با «معافری»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ری» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید