معنی معاصی

معنی معاصی

8 بازدید
[ مَ ] (ع اِ) جِ معصيه. گناهها. (ناظم‌ الاطباء). جِ معصيت. (يادداشت به خط مرحوم دهخدا): زيرا که نادان جزبه عذاب‌ عاجل از معاصی بازنيايد. (کليله و دمنه). حضرت ملک الملوک معاصی آن طايفه را معفو گرداند و از عتب و عتاب معاف کند. (منشآت خاقانی چ محمد روشن ص‌315). نماند از ساير معاصی منکری که نکرد. (گلستان). بر لوح معاصی خط عذری نکشيديم‌ پهلوی کباير حسناتی ننوشتيم.سعدی. محاسبت آن است که طاعات و معاصی را با خود حساب کند. (اوصاف الاشراف ص‌27). و رجوع به معصيه و معصيت شود.
[ مُ ] (ع ص) نافرمانی‌کننده. (آنندراج) (از منتهی الارب) (از اقرب‌ الموارد). نافرمان و گردنکش و گناهکار. (ناظم الاطباء). و رجوع به معاصاه شود.

کلمات هم‌قافیه با «معاصی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «صی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید