معنی معاصر

معنی معاصر

7 بازدید
[ مَ صِ ] (ع ص، اِ) جِ مُعصِر. (منتهی‌ الارب) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). جِ‌ معصر به معنی دختری که به رسيدگی حيض‌ نزديک باشد. (آنندراج). و رجوع به مُعصِر شود. || جِ مَعصَرَه. (بحرالجواهر) (اقرب‌ الموارد). و رجوع به معصره شود.
[ مُ صِ ] (ع ص) هم‌عهد و هم‌زمانه. {P(1) -رسم‌الخط فارسی از مُعاشَرَه عربی است وبيشتر در فارسی به کسر شين تلفظ می‌شود. P}{P(2) -مأخوذ از «عشق» عربی است، يعنی‌فارسی‌زبانان از عشق معاشقه و از اين، معاشقت و معاشقه ساختند ولی در عربی عشق به باب مفاعله نرفته است. P}&{$21095$}(غياث) (آنندراج). هم‌عصر و هم‌زمانه. ج، معاصرين. (ناظم الاطباء).

کلمات هم‌قافیه با «معاصر»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «صر» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید