معنی معاذير

معنی معاذير

10 بازدید
[ مَ ] (ع اِ) جِ مِعذار. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). جِ معذار به‌ معنی حجت و برهان. (آنندراج). عذرها. (ترجمان القرآن). پوزشها و بهانه‌ها. (ناظم‌ الاطباء): {/Bوَ لَوْ أَلْقی‌ََ مَعََاذِيرَهُ. 1-475:15/}(قرآن 75/15). آنگاه دو فضيلت فراهم‌ آيد اول اعتراف به جنايت... و دوم صيت‌ زبان‌آوری خود بدين سؤال و جواب که رفت‌ و انواع معاذير دلپذير که نموده شد. (کليله و دمنه). امير ناصرالدين اين معاذير به سمع رضا اصغا کرد و به سر صفای معهود و خلوص‌ قديم باز آمد. (ترجمهٔ تاريخ يمينی چ 1 تهران‌ صص‌241 -242). او به معاذير زور و اقاويل غرور تمسک جست و اليسع بدان‌ امتناع دلتنگ شد. (ترجمهٔ تاريخ يمينی ايضاً ص‌317). دست خذلان دامن او بگرفت تا معاذير نامقبول و علتهای معلول در ميان نهاد. (ترجمهٔ تاريخ يمينی ايضاً ص‌341). و در اين‌ مدت که به سوف و لعل تزجيهٔ وقت می‌کرد و رسل را به معاذير دل‌ناپذيری باز می‌گردانيد. (جهانگشای جوينی). هر چند مامضی جرايم‌ او به معاذير اجوف و بهتانهای معتل مضاعف‌ گشته است. (جهانگشای جوينی). و رجوع به معذار شود.

کلمات هم‌قافیه با «معاذير»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ير» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید