معنی معاجين

معنی معاجين

4 بازدید
[ مَ ] (ع اِ) جِ معجون. (ناظم‌ الاطباء). و رجوع به معجون شود. || (اصطلاح طبی) هرچه متضمن تعديل و تلطيف و تقطيع و تفتيح و تسمين و جلا و حفظ صحت و تحليل باشد آن را معاجين‌ نامند و هرچه از آن جمله مشتمل برادويهٔ قوی‌الترکيب و ذوی‌الخاصيه باشد و مدت‌ بعيد از مزاج نيفتد او را کبار نامند و عکس آن‌ را صغار و آنچه باعث ثوران حرارت غريزی‌ و... باشد که باعث سروراند آن را مفرح نامند و شروط ترکيب معاجين به نهجی است... که‌ بايد با عسل سرشته شود و در فصل زمستان‌ عسل را سه وزن ادويه و در تابستان دو وزن‌ ادويه فرموده‌اند و کمتر از دو وزن ادويه را جايز نداشته‌اند و بعضی به وزن ادويه در بعضی تراکيب قائل شده‌اند و اکثر در همهٔ فصول بر سه وزن قائلند خصوصاً معاجين‌ کبار را چه غلبهٔ عسل مانع تعفن و موجب‌ امتزاج و نفوذ قوهٔ ادويه در اعضا و قبول‌ طبيعت و حافظ قوت اوست... (از تحفهٔ حکيم مؤمن): هر کس... مبانی خيرات و مجاری صدقات او ديده... و بر دارالمرضی و فاروقها و داروهای ثمين و انواع ادويه و معاجين... اطلاع يافته داند که علو همت بر ابواب خير... تا چه حد بوده است. (ترجمهٔ تاريخ يمينی چ 1 تهران ص‌22). و رجوع به‌ معجون شود.

کلمات هم‌قافیه با «معاجين»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ين» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید