معنی معاجاه
6 بازدید
[ مُ ] (ع مص) بازداشتن و درنگ نمودن مادر شير را از بچه به اغذيهٔ ديگر يا به شير ديگری. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). شير دادن مادر کودک را با شير ديگری و يا منع کردن کودک را از شير و او را طعام ديگر دادن. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «معاجاه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اه» برای سرودن شعر