معنی مظره
6 بازدید
[ مِ ظَرْ رَ ] (ع اِ) سنگ آتشزنه. (منتهی الارب) (آنندراج). سنگی که بدان آتش افروزند. (از محيطالمحيط) (از اقرب الموارد). ج، مَظارّ. (اقرب الموارد).[ مَ ظَرْ رَ ]۳ (ع مص) بريدن سنگ آتشزنه را. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (از محيط المحيط). || ظرالناقه؛ ذبح کردن ناقه را به سنگ يا عام است. (از منتهی الارب). ذبح کردن ناقه با ظِرّ. (از محيطالمحيط).[ مَ ظَرْ رَ ] (ع اِ) سنگريزههای سختتر. (منتهی الارب) (ازآنندراج). || (ص) ارض مظره؛ زمين سنگناک. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد) (از محيطالمحيط). زمين که در آن سنگهای تيز باشد. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «مظره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر