معنی مطهر

معنی مطهر

5 بازدید
[ مُ طَهْ هَ ] (ع ص) پاک‌کرده‌شده. (آنندراج). پاک و پاکيزه. (ناظم الاطباء). پاکيزه. پاک. نمازی کرده. نمازی شده. پاک‌ گشته. مقدس. منزه. (يادداشت به خط مرحوم‌ دهخدا): ز رحمت مصور ز حکمت مقدر به نسبت مطهر به عصمت مشهر. ناصرخسرو. دريای محيط است در اين خاک معانی‌ هم در گرانمايه و هم آب مطهر.ناصرخسرو. مطهر گشتن نفس تو آن است‌ که داند کز تو نايد جز مطهر.ناصرخسرو. منم بر زبان و دل خويش ايمن‌ ز زلت مصفا ز شبهت مطهر.عمعق بخاری. وصفش مطهر است چو قرآن که خواندنش‌ بر پاک تن حلال بود بر جنب حرام.خاقانی. سنگ تهمت نگر که دست يهود بر مسيح مطهر اندازد.خاقانی. گوگرد سرخ و مشک سيه خاک و باد اوست‌ باد بهشت زاده ز خاک مطهرش.خاقانی.
[ مُ طَهْ هِ ] (ع ص) پاک و پاک کننده. و رجوع به طهور شود.
[ مَ هَ ] (ع اِ) جای طهارت. (آنندراج). جای تطهير. و مکان پاک کردن. (ناظم‌ الاطباء). || نزد بعضی از فرق نصاری جائی‌ است که نفس بعد از مرگ در آن پاک شود به‌ عذابی مانند عذاب جهنم جز آنکه اين عذاب‌ برخلاف عذاب جهنم که ابدی است متناهی‌ خواهد بود. (از محيطالمحيط).
[ مُ طَهْ هَ ] (اِخ) قريه‌ای است از توابع‌ ساری در طبرستان و منسوب بدانجا است‌ ابواسحاق ابراهيم‌بن محمدبن موسی‌بن‌ هارون‌بن فضل‌بن زيد سروی مطهری. وی‌ مردی فقيه بود. (از معجم‌البلدان).
[ مِ هَ ] (ع اِ) آلتی برای پاک کردن و تطهير نمودن. (ناظم الاطباء).
[ مُ طَهْ هَ ] (اِخ) ابن عبداللََّه مکنی به‌ ابوالقاسم وزير عضدالدولهٔ ديلمی و از نويسندگان حاذق و نيکو سيرت و پسنديده‌ صورت و بلندهمت و بزرگ نفس و قوانين‌ رياست و اعمال نيک دانست. به عضدالدوله‌ پيوست و بخدمت او موسوم شد. و رجوع به‌ تجارب‌السلف ص‌241 و ذيل ص 444 شد الازار چ قزوينی شود.
[ مُ طَهْ هَ ] (اِخ) ابن محمد الحسنی‌ جرموزی. رجوع به جرموزی و اعلام زرکلی‌ ج‌3 ص‌1048 شود. {P(1) -در شعر معمولاً به تخفيف آيد. P}{$21074$}
[ مُ طَهْ هَ ] (اِخ) ابن محمدالزيدی‌ ملقب به «المتوکل علی‌اللََّه». رجوع به متوکل‌ علی‌اللََّه شود.
[ مُ طَهْ هَ ] (اِخ) محمدبن يحيی‌بن‌ احمد ملقب به فخرالدين، از ائمهٔ زيديهٔ يمن‌ است. بعد از وفات پدرش در جبل صنعاء با او بيعت کردند. کار او بالا گرفت و قسمت‌ وسيعی از يمن را مالک شد. آنگاه ترکها با او جنگهای طويل کردند. پس با او از در مصالحه وارد شدند و آنچه برای او باقی ماند، صعده و کوکبان و توابع آنها بود تا اينکه در سنهٔ 980 هـ .ق. وفات يافت. (از اعلام زرکلی‌ ج‌3 ص‌1001).

کلمات هم‌قافیه با «مطهر»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «هر» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید