معنی مطنف
6 بازدید
[ مُ نِ ] (ع ص) صاحب طنف. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد) (از {P(1) -در آنندراج چ هند و تهرن «بيلن». P}{P(2) -ناظمالاطباء اين معنی را ذيل «مطلمه»آورده که ظاهراً تصحيف شده است. P}{$21072$}محيطالمحيط). کسی که در خانهٔ وی دارای سقف و سر در باشد. (ناظم الاطباء). || بر آينده بر کوه. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). آنکه بر سرکوه بالا میرود. (ناظم الاطباء). بالا رونده بر طنف. و رجوع به طنف شود.[ مُ طَنْ نَ ] (ع ص) رجل مطنف؛ مرد متهم. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «مطنف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نف» برای سرودن شعر