معنی مطمله
4 بازدید
[ مِ مَ لَ ] (ع اِ) نغروچ. نانبازکن که به هندی بيان۱ است. (منتهی الارب) (آنندراج). چوبهٔ نان پختن. (مهذب الاسماء) شوبق و آن چيزی است که نان را بدان پهن کنند. (از اقرب الموارد). نفروج و وردنه. (ناظم الاطباء).۲ و رجوع به وردنه و شوبق شود.
کلمات همقافیه با «مطمله»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «له» برای سرودن شعر