معنی مطمار
6 بازدید
[ مِ ] (ع اِ) رشتهٔ بنايان که بدان اندازه کنند. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (منتهی الارب) (آنندراج). ريسمان کار. (يادداشت به خط مرحوم دهخدا). || شبه و مانند. يقال هو علی مطمار ابيه؛ يعنی شبيه و مانند پدر است در خلق و خوی. || (ص) مرد کهنه لباس. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «مطمار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر