معنی مطلول
4 بازدید
[ مَ ] (ع ص) خون رايگانرفته. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). خون مهدور. (از محيطالمحيط).
کلمات همقافیه با «مطلول»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ول» برای سرودن شعر