معنی مطلوب
6 بازدید
[ مَ ] (ع ص) خواسته و جسته. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). جسته و خواهش کرده. (آنندراج). خواسته از حق و جز آن. ج، مطاليب. (از اقرب الموارد) (از محيطالمحيط). درخواستشده و تجسسشده و طلبشده و خواهششده و تقاضاشده و لازمشده و ضرورشده و احتياجداشتهشده و هر چيز آرزوشده و خوشآيند و مرغوب. مقصود و ميل و خواهش. (ناظم الاطباء): تو هم معشوق و هم عاشق تو هم مطلوب و هم طالب تو هممنظور و همناظر تو همشاهی و همدربان. ناصرخسرو (ديوان چ سهيلی ص362). و انفاذ کار و ادراک مطلوب جز به سعادت ذات و مساعدت بخت ملک نتواند بود. (کليله و دمنه). و آنچه مطلوب جهانيان است... بيافت. (کليله و دمنه). آن چهار که مطلوب است بدين اغراض و بجز آن نتوانند رسيد کسب مال است از وجهی پسنديده. (کليله و دمنه). ديگر نرود به هيچ مطلوب خاطر که گرفت با تو پيوند.سعدی. وصال تست اگر دل را اميدی هست و مطلوبی کنار تست اگر غم را کناری هست و پايانی. سعدی. || معبود:...{/B وَ إِنْ يَسْلُبْهُمُ اَلذُّبََابُ شَيْئاً لاََ يَسْتَنْقِذُوهُ مِنْهُ ضَعُفَ اَلطََّالِبُ وَ اَلْمَطْلُوبُ . 21-3222:73/}(قرآن 22/73). و رجوع به تفسير ابوالفتوح رازی ج هفتم ص160 شود.
کلمات همقافیه با «مطلوب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وب» برای سرودن شعر