معنی مطلب

معنی مطلب

6 بازدید
[ مَ لَ ] (ع اِ) ج، مطالب. بازجست. {P(1) -(لکلرک، يادداشت به خط مرحوم‌دهخدا): .euqitsigolhpitna ++21++enu a ellE t++21++irporp P}{P(2) -ن‌ل: آهنک کافوروش اندوده بر آگور او خشت زرين را مطلا کرده گويی آب سيم. P} &{$21065$}مقصد. مسئله از علم. (از اقرب الموارد). جای طلب. (غياث) (آنندراج). مقصد. مراد. مقصود. منظور. جستار. مطلوب. مسئله. (يادداشت به خط مرحوم دهخدا). محل و موضع طلب. پرسش و سؤال و درخواست و خواهش و عرضداشت و آرزو و مراد و مقصود و استدعا و مقصد. (ناظم الاطباء): که مطلب بهر دوزخ بردن ماست‌ تعذر چند بايد آوريدن.ناصرخسرو. مراد و مطلب دنيا و آخرت نبرد مگر کسی که جوانمرد باشد و بسام.سعدی. گر او درخور مطلب‌۱ خويش خواست‌ جوانمردی آل حاتم کجاست.سعدی. هميشه دولت و بختت رفيق باد و قرين‌ مراد و مطلب دنيا و آخرت حاصل. سعدی. به مطلب ميرسد جويای کام آهسته آهسته‌ ز دريا ميکشد صياد دام آهسته آهسته. صائب. - هم‌مطلب؛ هم‌مقصد و هم‌آرزو و حريف‌ و رقيب. (ناظم الاطباء). || سعی و کوشش. (ناظم الاطباء). || (اصطلاح فلسفی) اساس پرسش که در مقام تعريف و بررسی حال و حقايق اشياء بکار برده می‌شود و آن را پاسخی بايد مشهور و اغلب اهل معقول شش قسم ميدانند بدين‌ طريق که گويند: مطالب دو صنف باشند اصول‌ و فروع اول آن است که اقتصار بر آن کافی‌ بود در اکثر از مواضع و آن سه مطلب است که‌ هر يکی منقسم شوند بدو قسم و به اين اعتبار شش بود. 1- مطلب «ما» و آن طلب معنی‌ اسم را بود مثال «عنقا چيست» و يا حقيقت و ماهيت. مثال «حرکت چيست». 2- مطلب‌ «هل» و آن بر دو قسم بود يا بسيط بود يا مرکب. بسيط طلب وجود موضوع را بود مثال‌ «فرشته هست» و مرکب، طلب وجود محمول‌ بود موضوع را. مثال «فرشته ناطق است» که‌ وجود رابطه باشد. 3- مطلب «لم» و آن يا بحسب اقوال يا بحسب نفس امور و اول علت‌ وجود تصديق را بود در ذهن مثال «چرا عالم‌ را علتی است» و دوم طلب آن علت را در خارج مثال «چرا مغناطيس جذب آهن کند». و صنف دوم از مطالب که فروع است به عدد بسيار بود و مشهورترين شش بود. 1- مطلب‌ای. 2- مطلب کيف. 3- مطلب کم. 4- مطلب اين. 5- مطلب متی. 6- مطلب من و تمام آنها باز گشت به مطلب هل مرکبه کند... (از فرهنگ علوم عقلی دکتر سجادی). مطلب‌ ای يا مطلب ایّ يکی از چند مطلب است که‌ بدانها از ماهيت شی‌ء و يا از خواص آن‌ پرسش شود و آن مطلب‌ها يکی «مطلب ما حقيقيه» است که بدان از ماهيت چيزی سؤال‌ شود چنانکه گويند «ماهو الانسان» که جواب‌ آن «حيوان ناطق» است و ديگر «مطلب‌ ماشارحه» که آنچه در جواب آن آيد ماهيت‌ نيست بلکه شرح اسم است چنانکه پرسند «ماالهندباء» و جواب آن باشد که گياهی‌ است. و ديگر مطلب «هل بسيطه» است که‌ بدان از وجود چيزی سؤال شود چنانکه‌ پرسند «هل‌الانسان موجود» و ديگر مطلب‌ «هل مرکبه» که بدان از اثبات چيزی برای‌ چيزی پرسند چنانکه پرسند «هل‌الانسان‌ ناطق» و ديگر مطلب «لم» (برای چه) است و آن نيز دو قسم بود «لم ثبوتی» چون «لم کان‌ العالم حادثاً» که بدان علت حدوث پرسش‌ می‌شود و ديگر «لم اثباتی» «لم کان‌ المغناطيس يجذب» که بدان از علت و اثبات‌ خواص چيزی پرسش شود. بعضی بر اين‌ مطلب‌ها مطلب‌های «ای» «اين»، «کيف»، «کم» و «متی» راِ نيز افزوده‌اند... و با مطلب‌ «ای» از فصل چيزی پرسش ميشود چنانکه‌ در علم منطق بحث شده است و فصل آن است‌ که در جواب «ای شی‌ء هو فی ذاته» آيد... (از شرح مشکلات ديوان انوری، دکتر شهيدی‌ ص‌505).
[ مَ لَ ] (ع مص) طلب و جستن و خواهش کردن. (ناظم الاطباء).
[ مُ لِ ] (ع ص) آنکه محتاج پرسش و سؤال می‌گرداند. || آنکه می‌بخشد هر چيز درخواست شده را. (ناظم الاطباء). || کلأمطلب؛ گياه دور. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || ماء مطلب؛ آب دور از گياه. و آنکه ميان هر دو مسافت دو کرو۲ يا يک روزه يا دو روزه‌ باشد. (منتهی الارب). آبی که ميان آن و گياه‌ مسافت دو ميل و يا يک روز يا دو روز باشد. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
[ مُ‌طْ طَ لِ ] (اِخ) جد رسول‌۳ صلی‌اللََّه‌ عليه و آله و سلم. (غياث) (آنندراج). مطلب‌بن عبدمناف. (از لباب الانساب). مطلب‌بن عبد مناف‌بن قصی. از قريش جد جاهلی و از اعمام بزرگ نبی(ص) و برادر هاشم جد حضرت رسول اکرم بود. وی فيض‌ ناميده ميشد برای سماحت و فضلش. و در معجم‌الشعراء ابياتی بوی نسبت داده شده. وی‌ در يمن درگذشت از نسل وی «قيس‌بن‌ مخرمه» و «مسطح‌بن اثاثه» که از صحابه‌ است و «سائب‌بن عبيد» که جد امام شافعی‌ است و ذريت وی اندک بودند. (از اعلام‌ زرکلی چ 2 ج 8 ص‌157). و رجوع به‌ شيبهبن هاشم شود.
[ مُ‌طْ طَ لِ ] (اِخ) ابن عبداللََّه‌بن مالک‌ خزاعی والی مکه بود. وی در زمان مأمون به‌ سال 198 هـ . ق. والی مصر شد. پس از اندک‌ مدتی عزل شد و به امر مأمون به زندان رفت. در زمان خلافت عباس‌بن موسی، مردم‌ شورش کردند و او را آزاد نمودند. پس وی به‌ امارت برگشت و بهترين سياست را برگزيد سپس آتش فتنه برافروخته شد ولی وی‌ رستگاری نيافت پس خارج شد و به مکه‌ رفت. (اعلام زرکلی).

کلمات هم‌قافیه با «مطلب»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «لب» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید