معنی مطفح
4 بازدید
[ مُطْ طَ فِ ] (ع ص) آن که کف برميگيرد از سر ديگ. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). رجوع به طفا شود.[ مُ طَفْ فِ ] (ع ص) آن که لبريز ميکند. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). و رجوع به تطفيح شود.
کلمات همقافیه با «مطفح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فح» برای سرودن شعر