معنی مطفئه
6 بازدید
[ مُ فِ ءَ ] (ع ص) خاموشکنندهٔ آتش. (ناظم الاطباء). || پيه که چون بر سنگ تفسان رسد گداخته شده گرمی سنگ را فرونشاند. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || ماری است بسيار پليد که اگر بر سنگ تفسان بگذرد زهر آن حرارت سنگ را فرومیراند. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || تسکين دهنده و نشانندهٔ درد و جز آن. تأنيث مطفیء: له (لجوز جندم) قوه مطفئه مجففه۱. (ابنالبيطار) (يادداشت به خط مرحوم دهخدا)... هی (بقلهالحمقاء) بارده مطفئه للعطش. (ابنالبيطار ج1 ص103) (يادداشت ايضاً).
کلمات همقافیه با «مطفئه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ئه» برای سرودن شعر