معنی مطعام
6 بازدید
[ مِ ] (ع ص) بسيار خوراننده. بسيار طعام دهنده. مرد بسيارمهمانی و بسيارمهمان. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). آن که طعام بسيار خورد. (مهذب الاسماء). آن که طعام بسيار دهد. (دهار). سفرهدار. (يادداشت به خط مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «مطعام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر