معنی مطحول

معنی مطحول

5 بازدید
[ مَ ] (ع ص) بر سپر زده. || اناء مطحول؛ آوند پر. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || آنکه‌ سپل او درد کند. (مهذب الاسماء) (از اقرب‌ الموارد). آنکه سپرز او بزرگ شده است. آنکه‌ سپرز او درد کند. بيمار از سپرز. مبتلا به‌ ناخوشی طحال. که طحال بيمار دارد. (يادداشت به خط مرحوم دهخدا): خداوند علت سپرز را مطحول گويند به تازی و سپرز را طحال گويند. (ذخيرهٔ خوارزمشاهی) (يادداشت ايضاً). || جغرلاوه برآورده‌ (آب). (يادداشت به خط مرحوم دهخدا).

کلمات هم‌قافیه با «مطحول»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ول» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید