معنی مطايا
5 بازدید
[ مَ ] (ع اِ) جِ مطيه. (منتهی الارب) (دهار) (ناظم الاطباء). چهارپايها که بر پشت آنها سوار شوند مثل اسب و استر و غير آن و اين جمع مطيه است. (از غياث) (از آنندراج): و ابنای حضرت... را به هدايا و عطايا و رغائب و مطايا و رکايب مستظهر گردانيد. (ترجمهٔ تاريخ يمينی چ 1 تهران ص293 و 294). و سلاطين تحف و هدايای بسيار از خيول و مطايای پربار به حضرت میفرستند. (جهانگشای جوينی).
کلمات همقافیه با «مطايا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «يا» برای سرودن شعر