معنی مطالبت.

معنی مطالبت.

5 بازدید
[ مُ لَ / لِ بَ ] (از ع، اِمص) طلب‌ کردن و خواستن و خواهان شدن. خواستن‌ حقی. مطالبه. مطالبه‌: و من بنده را بر مجالست و ديدار و مذاکرات و گفتار ايشان‌ چنان الفی تازه گشته بود و به مطالبت و مواظبت بر کسب هنر آن ميل افتاده که از مباشرت اشغال و ملابست اعمال اعراض‌ کلی می‌بود. (کليله و دمنه چ مينوی ص‌16). در مطالبت ملک راه مغالبت پيش گرفتند. (ترجمهٔ تاريخ يمينی چ 1 طهران‌ ص‌313). - مطالبت کردن؛ پرس وجو کردن. پرسيدن و تحقيق‌کردن. بازپرسی کردن. استفسار کردن‌:

کلمات هم‌قافیه با «مطالبت.»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ت.» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید