معنی مطاف
7 بازدید
[ مَ ] (ع اِ) جای طواف کردن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). جای طواف کردن و جای گرداگرد گشتن و طواف کردن. (آنندراج). جای گرداگرد گشتن و طواف کردن. (غياث). طوافگاه. (دهار) (مهذب الاسماء): سر کوی ما مطاف او است و گرد در و ديوار ما کعبهٔ طواف او. (سندبادنامه ص195). و از هر جانب مرزبانان و سرداران ولايات احترام حريم ابهت و جلالت که مطاف ملوک عصر و ملاذ سلاطين اطراف بود... (ظفرنامهٔ يزدی ج2 ص366).[ مَ ] (ع مص) (از «طیف») آمدن خيال در خواب. (منتهی الارب) (دهار) (از ناظم الاطباء). آمدن خيال در خواب و وسوسه. (تاج المصادر بيهقی).
کلمات همقافیه با «مطاف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اف» برای سرودن شعر