معنی مطار

معنی مطار

6 بازدید
[ مَ ] (ع مص) پريدن. (غياث) (ناظم‌ الاطباء): صد هزاران سال بودم در مطار همچو ذرات هوا بی‌اختيار. مولوی (مثنوی چ خاور ص‌355). || (اِ) جای پريدن. (غياث). محل پريدن. (ناظم الاطباء): تا شما بی‌من شبی خفاش‌وار پرزنان پريد گرد اين مطار. مولوی (مثنوی چ خاور ص‌362). سوی خود کن اين خفاشان را مطار زين خفاشيشان بخر ای مستجار. مولوی (مثنوی چ خاور ص‌402). کآنچه می‌کاری نرويد غير خار و اين طرف پری نيابی زو مطار. مولوی (مثنوی چ خاور ص‌407). وای اگر برعکس بودی اين مطار۳پيش تو گلزار و پيش خويش‌ خار.مولوی. || در تداول عرب‌زبانان معاصر به‌معنی‌ فرودگاه است.
[ مُ ] (ع ص) تيزخاطر. فرس مطار؛ اسب تيزخاطر و چست و چالاک. (منتهی‌ الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || پرانيده شده. || شکسته و شکافته. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون).
[ مَ‌طْ طا ] (ع ص) شتاب و نيک دونده. (منتهی الارب). فرس مطار؛ اسب تيزرو. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
[ مُ / مَ ] (اِخ) رودباری است نزديک‌ طايف. (منتهی الارب): و از آنجا به‌ حصاری رسيديم که آن را «مطار» می‌گفتند و از طائف تا آنجا دوازده فرسنگ بود. (سفرنامهٔ ناصرخسرو چ برلن ص‌117).

کلمات هم‌قافیه با «مطار»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ار» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید