معنی مطابقه

معنی مطابقه

5 بازدید
[ مُ بَ قَ ] (ع مص) يکی را بر ديگری پوشيدن. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد): طابق بين قميصين؛ پوشيد يکی از آن دو پيراهن را بروی ديگری. (ناظم‌ الاطباء). || موافقت‌کردن. (منتهی الارب) {P(1) -در اقرب الموارد و محيط المحيط اين‌کلمه «مطايب» ضبط شده است. P}{P(2) -چ معين ص 54. P}{P(3) -رجوع به مطابقه و مادهٔ بعد شود. P}&{$21049$}(آنندراج) (از اقرب الموارد). با کسی‌ موافقت کردن. (زوزنی) (تاج المصادر). طابق‌ فلان فلانا؛ موافقت کرد فلان بهمان را. (ناظم‌ الاطباء). || چفسانيدن. (منتهی الارب) (آنندراج). طابق بين‌الشيئين مطابقه و طباقاً؛ چسبانيد آن دو را بهم. (ناظم الاطباء). || رفتن با بند بر پای. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (آنندراج). با بند رفتن. (تاج‌ المصادر بيهقی). طابق‌المقيد؛ رفت آن بنددار با بند پای. (ناظم الاطباء). || سم پای بر جای سم دست نهادن اسب در رفتن و دويدن. (منتهی الارب) (آنندراج): طابق‌الفرس؛ گذاشت آن اسب پای‌ها را در جای دستها هنگام راه رفتن. (ناظم الاطباء). || عادت‌ کردن برکاری. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد): طابق فلان؛ عادت کرد فلان‌ برکاری. (ناظم الاطباء). || موافقت و برابر کردن. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب‌ الموارد): طابق بين الشيئين مطابقه و طباقاً؛ برابر کرد آن دو چيز را... (ناظم الاطباء). || (اصطلاح بديعی) جمع کردن کلمات‌ متضاد در کلام و متضاد لاحق است به آن‌ کماقال عز و جل: {/Bوَ تُعِزُّ مَنْ تَشََاءُ وَ تُذِلُ‌ مَنْ تَشََاءُ14-213:26/}۱. (آنندراج). مقابلهٔ اشياء متضاد را مطابقه خوانند از آن روی که ضدان‌ مثلان‌اند در ضديت و مثال آن مسعودسعد گويد: ای سرد و گرم دهر کشيده‌ شيرين و تلخ چرخ چشيده. (المعجم چ مدرس رضوی چ دانشگاه‌ ص‌344). آن است که جمع کنند دو شی‌ء موافق را با ضدش و بعد اگر آن دو شی‌ء موافق دارای‌ شرطی باشد، لازم است که ضد آن شرط نيز برای دو ضد آورده شود مانند: {/Bفَأَمََّا مَنْ‌ أَعْطی‌ََ وَ اِتَّقی‌ََ `وَ صَدَّقَ ...1-792:5-6/}۲ که اعطاء و اتقاء و تصديق ضد منع و الاستغناء و تکذيب است. که مجموع شرطهای اول برای «يسری» و مجموع شرطهای ثانی در آيات بعد برای‌ «عسری» آورده شده است. (از تعريفات‌ جرجانی ص‌148).
[ مُ بَ قَ / بِ قِ ] (از ع، اِمص) مطابقه. مطابقت. با کردن و نمودن و داشتن و جز اينها صرف شود. و رجوع به مطابقه و مطابقت شود.

کلمات هم‌قافیه با «مطابقه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «قه» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید