معنی مطائب.

معنی مطائب.

5 بازدید
[ مَ ءِ ] (ع اِ) (از «طی‌ب») بهترين و برگزيدهٔ هر چيزی، واحد ندارد. اطائب مثله. يا مطائب در خرمای تر و مانند آن و اطائب‌ در شترهای کشتنی به کار می‌رود يا واحد آن‌ مَطيَب يا مَطاب و مَطابه است. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (از محيطالمحيط). برگزيده‌ و بهترين هر چيزی و بيشتر در خرمای تر و مانند آن گويند. (ناظم الاطباء): و با مراکب و کتائب و عساکر و مطائب به‌ آهستگی حرکت می‌کردند. (جهانگشای‌ جوينی).

کلمات هم‌قافیه با «مطائب.»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ب.» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید