معنی مطائب.
5 بازدید
[ مَ ءِ ] (ع اِ) (از «طیب») بهترين و برگزيدهٔ هر چيزی، واحد ندارد. اطائب مثله. يا مطائب در خرمای تر و مانند آن و اطائب در شترهای کشتنی به کار میرود يا واحد آن مَطيَب يا مَطاب و مَطابه است. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (از محيطالمحيط). برگزيده و بهترين هر چيزی و بيشتر در خرمای تر و مانند آن گويند. (ناظم الاطباء): و با مراکب و کتائب و عساکر و مطائب به آهستگی حرکت میکردند. (جهانگشای جوينی).
کلمات همقافیه با «مطائب.»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ب.» برای سرودن شعر