معنی مضيع
5 بازدید
[ مُ ] (ع ص) رجل مضيع؛ مرد بسيارضيعه. (منتهی الارب). مرد بسيارضيعه؛ يعنی دارای آب و زمين بسيار. || کسی که ضايع ميکند و تلف مينمايد و آنکه بیبهره ميکند و باطل ميسازد. (ناظم الاطباء).[ مُ ضَیْ یِ ] (ع ص) ضايع و هلاککننده. (منتهی الارب). ضايعکننده. (غياث) (آنندراج). ضايعکننده و هلاکنماينده. (ناظم الاطباء). و رجوع به مضياع شود. || مسرف و مبذر. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «مضيع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «يع» برای سرودن شعر